شهید علی حاتمی

نام : علی / نام خانوادگى :حاتمى / نام پدر :ابوطالب/  تاریخ‌تولد :۲۸/۱۱/ ۱۳۳۷ / ش.ش : ۲۶۹۸/محل‌صدورشناسنامه :تهران / تاریخ شهادت :۱۶/۱۰/ ۵۹ /   نوع حادثه :حوادث‌مربوط به‌جنگ‌تحمیلى /  شرح حادثه :حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسط دشمن‌درجبهه

 

وصیت‌نامه : ۱۲۱۰۶۸۴ – على حاتمى سلام و درود بر امام امت خمینى کبیر درود و تهنیت به امت شهید پرور، امتى که حضور و آگاهى خود را در تمام صحنه‌هاى انقلاب اسلامى ایران به اثبات رسانیده است . سلام بر دانشجویان مسلمان و مبارزى که در اقصى نقاط جهان مظلومیت ملت ایران را فریاد مى‌کشند و مستکبران تاریخ را به زانو در آورده‌اند و با اعتصاب غذاى خود بجان ستمگران ، تشویش افکنده‌اند و درود بر خطى که مبارزه با هر چه شرک را در انحصار خود دارد و خطى که به اثبات رسانیده که تنها امید مستضعفین جهان و حرکتهاى اسلامى است و تنها این خط است که مى‌تواند قدس ، این قلب محرومان مسلمان را نجات بدهد . با اینکه مى‌دانم این نوشته به درازا مى‌کشد ، ولى حس مى‌کنم که مسئولیت اینجانب تا آنچه را که لازم مى‌دانم بنویسم مى‌خواهم از محیطى که برادران و خواهران دانشجو در لانه جاسوسى بوجود آورده بودند ، بنویسم . محیطى که مرا ساخت و باعث پرورش من شد و محیطى که مى‌تواند نمونه باشد . اول از نمازهاى جماعت بگویم . امام جماعت خوئینى‌ها بود . شاید بهترین نمازهایم را در لانه جاسوسى خوانده باشم . بعد از هر نماز ، امام براى ما صحبت مى‌کرد ، از تزکیه نفس و خودسازى مى‌گفت ، از تقوى و از پاکى حرف مى‌زد ، از راهنمائى و هدایت سخن مى‌راند و از شهادت مى‌گفت و از سپاه پاسداران ، سپاهى که خود جوش بود و پاسداران از لحاظ ایمان و اعتقاد و اخلاق نمونه بودند گفتگو مى‌کرد . از امام امت خمینى برایمان تعریف مى‌کرد ، از استاد بزرگوارش امامى که سالها تزکیه نفس کرده است حتى یک شب هم نماز شب خود را ترک نگفته است امامى که تمام حرفهایش و رفتارش بوى وحى مى‌دهد و الگوست و امام خوئینیها از شخصیتهاى اسلامى سخن مى‌گفت . اشخاصى که سرمایه‌هاى اخلاقى این جامعه هستند و هرکدام براى هدایت این جامعه ارزشمند و مفیدند و از ترور آنها سخن مى‌راند که ترورشان نه با گلوله بلکه با شایعه و تبلیغ صورت مى‌گرفت دیگر بیاد ندارم که امام ما ، در لانه جاسوسى درباره چه مسائلى به بحث مى‌پرداخت ولى این را مى‌دانم که هنگام صحبت تمام برادران و خواهران حرفهایشان را با گوش جان شنوا بودند و محو گفتگوهایشان مى‌شدند و من چقدر بى سعادت بودم که نتوانستم درکلاسهاى تفسیر قرآن ایشان شرکت کنم . او براستى امام ما در لانه جاسوسى بود و تمام حرفهایش براى ما راهنمائى و هدایت بدنبال داشت ، یادم مى‌آید که ایشان در تجزیه و تحلیل مسائل سیاسى، تبحر خاصى داشتند و برادران و خواهران مشکلات خویش را از ایشان مى‌پرسیدند . خداوند ایشان را در راه خدمت به ملت اسلامى موفق بدارد . شبهاى جمعه استاد پرورش این کمیل زمان به لانه جاسوسى مى‌آمد و ما با ایشان دعاى کمیل مى‌خواندیم و گناهان خویش را اقرار مى‌کردیم .خداوند این کمیل را براى على دوران و براى مسلمانان حفظ فرماید . هفته‌اى یکبار با امام موسى خوئینى‌ها درباره خط امام جلسه داشتیم و امام این خط سراسر مبارزه و سراسر انقلاب ، را براى ما تشریح مى‌کردند . چه جلسات خوبى بود براستى که من احساس مى‌کردم که چقدر مشکل است که در این خط بودن و این مسیر را پیمودن . خداوند تمام مسلمانان را در این جهت هدایت فرماید . بخاطر مى‌آوریم که هر وقت حاج احمدخمینى به لانه جاسوسى مى‌آمد برادران و خواهران غرق در شادى و شور مى‌شدند ، بخصوص درمواردى که دانشجویان تحت فشارهاى گوناگون قرار مى‌گرفتند و از هر طرف مورد حمله و تهمت قرار مى‌گرفتند آمدن ایشان نوید دوباره‌اى بر پایدارى این حرکت انقلاب مى‌داد . ایشان به ما امید و صبر و استقامت مى‌دادند که هراس نداشته باشید و بجز خداوند از کسى نترسید و ما امیدوار مى‌شدیم و نیرو مى‌گرفتیم . خداوند این امید امام و خدمتگزار مستضعفین را یارى فرماید . دیدار با شخصیتهاى مبارز و مسلمان از کشورهاى مختلف ما را هر چه بیشتر با توطئه‌هاى آمریکا – این دشمن اصلى ما – آشنا مى‌ساخت . این دیدارها ما را به واقعیت انقلاب اسلامى خودمان واقف مى‌کرد . انقلابى که در هیچ کجاى دنیا تا کنون رخ نداده و وحدت کلمه آن کوبنده هر قدرت شیطانى و اهریمنى است . انقلابى که اگر شکرش را نگوئیم کفرش را گفته‌ایم و اگر در جهتش گام برنداریم ناگزیر بر ضد آن عمل نموده‌ایم رفتارمان با گروگانها بقدرى خوب و اسلامى بود که روزى یکى از گروگانها گفته بود من فراموش کرده‌ام گروگان هستم اظهارات کوئین گروگانى که اخیرا آزاد شد ، این ادعا را به اثبات مى رساند . و در آخر نامه خطابم به پدر و مادر و خواهران و برادران است . از شما پوزش میطلبم ومعذرت مى‌خواهم که نتوانستم برایتان خدمتى انجام دهم و در حالى که شما زحمت زیادى براى من کشیده بودید و من مى‌دانم وظایف فرزندى و برادرى را در حق شما عمل نکرده‌ام . ولى خواهش مى‌کنم که مرا ببخشید زیرا مقصرم و عذرى ندارم . سلامتى شما را از درگاه پروردگار خواهانم . سلام مرا به تمام دوستان و آشنایان بخصوص دانشجویان مسلمان پیرو خط امام برسانید . والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته امضاء : على حاتمى

Related posts

پاسختان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *