در آستانه سی و پنجمین سالروز شهادت «آیت الله عطاءالله اشرفی اصفهانی» آخرین مصاحبه چهارمین شهید محراب

نظرتان را در مورد ورود رزمندگان اسلام به خاک عراق و ادامه جنگ بیان بفرمایید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. حاکم بین ما وعراق – یعنی ارتش عراق و صدام – قرآن است. این هم که خودشان را مسلمان می دانند و می گویند کتاب ما قرآن است بسیار خوب، قرآن را می گذاریم بین ما و آن ها تا حاکم باشد. قرآن چه می گوید؟ قرآن می گوید: اگر دو طایفه از مسلمان ها با یکدیگر نزاع کردند یا دو ملت یا کشور یا دو طایفه و دو قبیله، بین آن ها را اصلاح کنید و اما یکی از آن ها هر آینه ابتدای به جنگ کرد، در قرآن تعبیر به باغی شده است؛ یعنی متجاوز. آن که اول آغاز به جنگ می کند. اگر یک کشور مسلمانی با کشور مسلمان دیگر شروع به جنگ کرد، به طرفی که جنگ به او تحمیل شده است صریحاً خطاب می کند، به همه مسلمان های دنیا تا گوش ها را باز کنند و بشنوند. تمام مسلمان ها، آن هایی که قرآنرا کتاب آسمانی می دانند چقدر هستند؟ یک میلیارد مسلمان. این خطاب قرآن، متوجه تنها ایران نیست که جنگ به او تحمیل شده است و به ارتش و سپاه و بسیج تنها نیست، به تمام سران کشورهای اسلامی و تمام مسلمان هاست، هر چه صریحاً می فرماید: “فان بغت احداهما علی الاخری فقاتلوا التی تبغی…؛ هر آینه آن طایفه ای که باغی شدند. متجاوز شدند، تعدی کردند، آغاز جنگ کردند، بر تمام مسلمان هاست که پاسخ او را به کشتن آن ها بدهند و آن ها را بکشند.”

این جنگ را کی ابتدا شروع کرده؟ یک دفعه از آسمان و زمین در ماه حرام در ماه ذی القعده بوده که حتی کفار اجازه نمی دادند با همدیگر نبرد بکنند. خداوند هم امضا کرد این را و فرمود: “فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشرکین”. در ماه حرام این ها شروع کردند از هوا و زمین کوبیدن. ما در مقابل این ها ساکت بنشینیم؟ خیر. دستور صریح قرآن، این است که باید این ها را کشت در صورتی که مسلمان باشند، و حال این که این ارتش بعث و صدام این ها محکوم به کفرند. مسلمانش را باید کشت. مؤمن هم باشد باید کشت، که متجاوز شد، چه برسد به کافر. این ها را مسلمان فرض می گیریم یا این که محکوم به کفرند.

ارتش بعث صدام در فرض مسلمان، خدا صریحاً گفته است باید با آن ها مقاتله کرد، مبارزه کرد و کشت. تا کی؟ این جواب شماست که رفتن به خاک عراق برای چیست؟ می فرماید باید با این ها مقاتله کرد. حتی تفیء الی امرالله. تا وقتی که این ها بیایند در پناه اسلام یعنی از کار خودشان صرف نظر کنند، یعنی این که آتش بس را خود اجرا کنند، ارتش را عقب بکشند، نه این که یک قسمت از زمین را رها کنند و با توپ های دور زن، شهرهای ما را بکوبند و از هوا بر سر مردم بمب بریزند. این ها هنوز تجاوز را رها نکرده اند، مادامی که در حال مبارزه با ما هستند، خدا صریحاً فرموده شما باید با این ها مبارزه کنید، تا وقتی که نه تنها دست از جنگ بردارند بلکه: “حتی تفیء الی امرالله؛ تا برگردند به امر خدا.” این ها، هر روز از دور، آبادان را می کوبند و هر روز چند شهید و معلول برجا می گذارند و چند خانه را ویران می کنند. ورود رزمندگان اسلام به خاک عراق، برای این است که این ها را عقب بزنند تا این که نتوانند با توپ های دورزن خود شهرهای ما را بزنند. مسأله، باز مسأله دفاع است. این جنگ بر ما تحمیل شده و ما داریم دفاع می کنیم. دنیا خودش فهمید به این که این جنگ را چه کسی آغاز کرده و کی دارد می جنگد، و کی دارد دفاع می کند. دنیا دیگر فهمیده است.

قرآن می گوید: تا وقتی که این ها نگشته اند به امر خدا باید با این ها مقابله کرد. این ها مسلمان شوند تا ما دست برداریم. آیا صدام مسلمان شده؟ بله،منافق هم نماز می خواند! قرآن دارد که منافقین برای خودنمایی، برای اغفال مردم ساده لوح، گاهی هم نماز می خوانند. به حرم می روند و نماز می خوانند. این است که رفتن در خاک عراق، اول جنبه دفاعی دارد، بعد هم هدف اصلی رزمندگان ما سقوط صدام است و سقوط ارتش رژیم بعث. تا این رژیم هست، تا این صدام سر کار است، مطمئن باشید – به دنیا هم اعلام می کنیم – وظیفه الهی و شرعی و وجدانی، وظیفه ای که خدا برای ما قرار داده، این است که جنگ ادامه یابد؛ تا سقوط صدام و سقوط رژیم بعث. قرآن هم همین را می گوید، و یکی دیگر هم این است که این ها منظورشان راه گشایی است برای کربلا، برای زیارت قبر مطهر امام حسین (ع) و در شعارهای شان هم می گویند که می خواهند راه کربلا را باز کنند و از آن جا راه بیت المقدس را باز کنند و به یک وجب از زمین عراق، دولت و رزمندگان ما، طمع ندارند. ما نه اشغال گریم و نه طمع به خاک دیگران داریم. رفتن در خاک همسایه، اول جنبه دفاعی دارد، بعد به منظور سقوط صدام و این رژیم بعثی است که جنایت آن ها بر مردم ایران واضح است. شاید بیش تر خود مردم عراق متوجه به این باشند که در تاریخ، یک چنین مرد جانی ای نیامده است و برای پاک سازی عراق از لوث کثیف این ارتش بعثی و رژیم بعث و این حکومت صدام، رفتن به خاک عراق، نه برای اشغال خاک عراق است، و خود امام هم دستور دادند به این که به خاک کسی تجاوز نکنید، حتی خون از دماغ کسی نیاید، و این را هم مسلّم بدانید که اگر هدف ما اشغال گری بود، ما همان اوایل می توانستیم چند تا از شهرهای آن ها را بکوبیم، ولیکن اسلام به ما چنین دستوری نداده است. برنامه ما قرآن است و همین آیه شریفه.

نظر جناب عالی در مورد توطئه اخیر آمریکا در خاورمیانه و اخراج برادران فلسطینی از بیروت، هم چنین وظیفه مسلمانان ایران و جهان در این خصوص چیست؟

اگر برای تجاوز این رژیم بعث و صدام به ایران، یک سرپوشی روی آن می گذاشتند و می گفتند که مثلاً این جا نماز می خوانند و… لیکن مسأله اسرائیل، صهیونیسم، حمله به لبنان و این که آوارگان فلسطین را از آن جا خارج بکنند و چنان که امام فرمودند این که بیروت را این ها اشغال کردند، این دیگر بهانه ای ندارد. قرآن وقتی آن یاغی متجاوز که اگر مسلمان هم باشد، دستور صریح داده به تمام مسلمین بر مقابله و قتل یاغی در تمام زمان ها، آیا دشمنی بدتر از اسرائیل هم سراغ داریم؟ خداوند درباره آن ها می فرماید: “اشد الناس عداوه للذین آمنوا…” و این خطاب که باید متجاوز را از بین برد، متعلق به یک میلیارد مسلمان است و با این وضع عمده سران کشورهای اسلامی، جای تأسف است و این جاست که باید کلمه استرجاع گفت که این ها همین طور تماشاگر شده اند، فقط می شنوند که بمب های خوشه ای را ریختند سر مردم بی پناه، مردم را آواره کردند. فلسطینی ها را از لبنان و بیروت و مرتباً شهرها را می کوبند و آقایان تماشاگر شده اند. گوش می دهند و هیچ احساس وظیفه ای نمی کنند و خطر این بی تفاوتی و احساس وظیفه نکردن و احساس مسؤولیت نکردن، همان است که امام، اعلام خطر کرده است که یک روزی ممکن است اسرائیل به حرمین مطهر دست پیدا کند. آیا این همه ناله برادران فلسطینی و لبنانی به گوش سران کشورهای اسلامی نخورده؟ پیغمبر اکرم فرمود: “من سمع رجلاً ینادی یا للمسلمین…” اگر یک مستضعفی در گوشه دنیا داد بزند ای مسلمان ها به دادمان برسید و کسی پاسخ به ندای او ندهد، پیغمبر فرمود این آدم مسلمان نیست.

آیا این تجاوزات که اسرائیل کرده است به لبنان و این آوارگان فلسطین، و اشغال بیت المقدس، آیا به گوش این ها نخورده؟ فقط این است که این ها تماشاگرند و فقط گوش می دهند و این، در اثر این است که این ها ارتباط دارند با اسرائیل و آمریکا و شرق و غرب. امیدوار هستم که در این ایام حج، وظیفه ای که به عهده حجاج بیت الله الحرام است، چه ایرانی و چه غیرایرانی، این مظلومیت خودشان را به مسلمان های دنیا ابلاغ کنند و این رسالتی که به عهده آن هاست، ان شاءالله در مراسم حج، انجام وظیفه خودشان را بکنند و مظلومیت مردم مسلمان ایران و فلسطین و بیت المقدس را به مسلمان های دنیا ابلاغ کنند.

در مقابل حرکت مذبوحانه منافقین، شکنجه کردن و به شهادت رساندن امت مسلمان، انفجار بمب، وظیفه دادگاه ها و دادستانی انقلاب اسلامی، نسبت به این مزدوران شرق و غرب چیست؟

این ها به آن اشخاصی که در تداوم این انقلاب سهم بیش تری دارند حساسند. یکی روحانیون مبارزند و یکی هم این برداران سپاهی و بسیجی که سهم این ها در جبهه ها و پشت جبهه ها، حمایت از اسلام و مسلمان ها و پاسداری از جان و مال مسلمین و حفاظت قرآن و سهم آن ها نسبت به باقی رزمندگان بیش تر است. دادگاه ها، سپاه، بسیج، کمیته ها، باید بیش تر از سابق برای دستگیری این تروریست ها فعالیت داشته باشند و خود مردم هم در این میان وظیفه دارند. رقم جنایاتی که این ها انجام دادند در تاریخ دنیا سابقه نداشته است و نمونه آن را نمی توانیم پیدا کنیم. در خطبه نماز جمعه گفتیم بر تمام افراد ملت ایران است که این ها را شناسایی بکنند. اگر حتی مختصر مسامحه ای بشود، و یک نفر از این ها جنایتی بکند، در جرم آن ها شریکند. لذا این کار را نباید منحصراً در اختیار دادگاه ها ودادستانی و کمیته ها و سپاه و شهربانی قرار بدهیم. این ها قوه مجریه هستند، ولیکن برای معرفی آن ها وظیفه ما مسلمان هاست. پسر پدرش را باید معرفی کند؛ برادر، برادر را و اگر کسی این کار را نکرد، روز قیامت جوابی پیش خدا ندارد. لذا پیامم به همه مسلمان ها این است که باید این ها را جداً معرفی کنند و اگر آن ها بدانند به این که مردم در کمین آن ها و در مقام شناسایی آن ها هستند، ناچار دست از کار خودشان برمی دارند. بی تفاوت نمی شود از این قضیه عبور کرد؛ مسأله خیلی مهم است. ان شاءالله دادگاه ها و دادستانی ها، کمیته ها، شهربانی ، پاسدارها، بیش تر

مراقبت بکنند برای دستگیری این ها و مردم هم برای شناسایی این ها وظیفه دارند. بنابراین چه قوه مجریه، چه قوای دادگاه ها که قضات باشند، چه خود مردم، در این زمینه، همه موظفند و همه مسؤولیت دارند و من باب وظیفه شرعی می گوییم و ترسی هم از این ها نداریم، وظیفه مسلمان ها شناسایی آن هاست.

در بازدیدتان از جبهه های غرب و جنوب کشور روحیه رزمندگان اسلام را چگونه دیدید؟

ما، عملیات فتح المبین و بیت المقدس…، و عملیات ماه رمضان را که هنوز موفق نشدیم برای بازدید آن، روحیه برادران رزمنده، پیشروی آن ها و فتوحاتی که به دست آمده، همه را در خدمت امام عنوان کردیم و ما در فتوحات، هر چه دیدیم، فقط خدا را دیدیم، یعنی معلوم بود فقط نیروی غیبی و الهی و حمایت امام عصر، ارواحنا له الفداء، پشتیبان رزمندگان ما بوده و الا ما در رموز جنگی وارد نیستیم، ولی تا اندازه ای که رفتیم و بررسی کردیم، فقط دست خدا را دیدیم و حمایت غیبی و مدد الهی و حمایت امام زمان (عج) و این که این فتوحات به دست آمده، شبه اعجاز است. و اما روحیه بچه های سپاه و بسیجو ارتش و کارهایی که این ها انجام می دادند، البته جهادسازندگی هم سهم بزرگی داشته، روحانیون هم سهم بزرگی داشتند، مجموعاً آن چه نسبت به آن ها احساس کردیم، این است که این ها خودشان نمی دانستند، یعنی از خود دیگر اختیاری نداشتند و واقعاً عاشق و فریفته شهادت بودند و هدف آن ها فقط شهادت – برای اعتلای کلمه توحید و برای پیروزی اسلام و برای پیشرفت مبارزه حق علیه باطل – است و همین طوری که در قرآن خوانده ایم، هیچ توجهی به خود نداشتند و در آن بیابان گرم، با کمبود مواد غذایی و آب، معذلک آن گونه پیشروی می کردند و این به جهت آن است که این ها خودشان را مالک خودشان نمی دانستند و پیشروی می کردند و عاشق شهادت و عاشق خدا بودند. روحیه برادران را، ما نمی توانیم وصف کنیم. فقط، به طور اختصار، آن چه ما لمس کردیم، گفتیم و این نیست، مگر به واسطه حقیقت جمهوری اسلامی و اخلاصی که خود فرمانده کل قوای ما که امام بزرگوار باشد، که فرمانده همه آن هاست، این ها در اثر همان اخلاص امام و بی باکی امام و این که این ها خودشان را تشخیص دادند که هدف شان حفظ اسلام و قرآن و میهن اسلامی است و در استقبال از جنگ و شهادت هیچ باکی نداشتند؛ این پیشروی آن ها برای همین است.

در رابطه با حزب و روزنامه جمهوری اسلامی، اگر رهنمودی دارید بفرمایید. چون این حزب جمهوری اسلامی یادگاری است از مرحوم آیت الله شهید بهشتی که واقعاً از افرادی که جای ایشان خالی است، همین شهید مظلوم است که درباره او امام فرمود: “عاش مظلوماً و مات مظلوماً”. این است که این یادگاری از ایشان باید باقی بماند و تقویت هم بشود. روزنامه جمهوری اسلامی، مقاله های مذهبی و دینی ای دارد که جنبه آموزشی دارند. این است که مردم، باید شرکت بکنند و بیش تر استفاده بکنند.

حضرت آیت الله اشرفی، در مسافرت تان به اصفهان و حومه، روحیه اهالی استان را چگونه لمس کردید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. “انا لانضیع اجر من احسن عملاً؛ خداوند تبارک و تعالی، ضایع نمی کند اجر نیکوکاران را”. ]قرآن مجید[ بنده، علاوه بر سوابقی که در اصفهان داشتم و سال هایی در آن جا، پیش علمای بزرگ، کسب فیض کرده ام و شخصیت های علمی را در این شهر درک کرده ام و از آن ها استفاده علمی و روحی نموده ام، در این زمان انقلاب و در این جنگ تحمیلی، وظیفه مسلمان هاست که جهاد با دشمن بکنند؛ چه با مال و چه با جان. استان اصفهان سزاوار است که گفته شود استان ایثار و ایمان و شهادت است. چون در راه جهاد با دشمنان داخلی و خارجی مانند صدام و ارتش بعثی، استان اصفهان شهدای زیادی داده است و هم چنین با شرکت در جبهه ها رقم بالایی را ارتش و سپاه و بسیج این استان به خود اختصاص داده اند. به قول خود صدام، گفته اصفهان است که با ما می جنگد. اصفهانی ها، همیشه با آرزوی شهادت در خط مقدم جبهه ها با دشمن نبرد کرده اند و با خون خودشان شجره طیبه اسلام را آبیاری و به انقلاب و جمهوری اسلامی تداوم بخشیده اند و نسبت به ایثارهای آن ها که آن هم جهاد فی سبیل الله است با این که نسبت به اقشار دیگر، خدمات این استان مورد تقدیر است. من باب مثال، پزشکان، ویزیت خودشان را تخفیف دادند و جلو بیمارستان ها اعلامیه نصب کرده اند که ما از پذیرفتن زن هایی که رعایت حجاب نکنند، معذوریم و اسلام واقعی را – در حد امکان- در این استان پیاده کرده اند و من به سهم خود از تمام آن ها تشکر می کنم و خدمت امام بزرگوار – در سفر قبلی که مشرف شدیم – مشاهدات خود را خدمت ایشان عرض کردیم و امام هم تصدیق کردند. این تحول روحی که در این استان هست و قبلاً هم بوده، در اثر وجود با برکت روحانیون مبارز و متعهد و علمای ربّانیین و گویندگان مذهبی است که آن ها را ساخته است.

بفرمایید چه پیامی برای مردم دارید؟

فعلاً ما در این جنگ تحمیلی در مقابل دو گروه واقع شده ایم: دشمنان خارجی و دشمنان داخلی که این منافقین از خدا بی خبرند و من در پیام خود عرض کردم، سرتاسر ایران باید در قبال این منافقین، چه دادگاه ها، کمیته ها، شهربانی ، سپاه و بسیج و امت حزب الله کاملاً توجه داشته باشند. وظیفه شرعی همه آن هاست که پس از تشخیص به این که این ها در خط انحرافی هستند، معرفی شان کنند. و توصیه می کنیم به جوانان اغفال شده، که هر چه زودتر به آغوش اسلام برگردند و دست از جنایت خودشان بردارند و ا بر حسب فرموده خداوند تبارک و تعالی که درباره آن ها فرمود “و من الناس من یعبدالله علی حرف فان اصابه خیر اطمان به و ان اصابته فتنه انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الاخره ذلک هو الخسران المبین – حج، ۱۱ ” اگر گوش به حرف ما نمی دهند، به فرمایش خداوند گوش دهند و این آیه درباره اشخاصی است که در این انقلاب اسلامی چیزی عاید آن ها نشده و ضد انقلاب شده اند. خداوند می فرماید “هم در دنیا و هم در آخرت جزو زیان کاران هستند.” در خاتمه، من از اهالی اصفهان و خمینی شهر و کرمانشاه که آن جا هم وطن ماست، کمال تشکر دارم. مخصوصاً از گروه نظامی و انتظامی و از آن ها تقاضامندیم که در امنیت منطقه، خصوصاً از منافقین داخلی، بیش تر مراقبت شود. والسلام علیکم و رحمه الله.

برگرفته از کتاب «عروج خونین »

Related posts

پاسختان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *